7.3.06

Today .. ?

امروز ... بد جوری سردم بود
... و دل دردی که بعد از سه ماه می آمد
و پدری که کاش می دانست بعضی وقتها چقدر آغوشش را می خواهم و نگاهش را
و کاش لبخند زده بود تا همه چیز را برایش گفته بودم
... و خاطره ای که یواش یواش دارد خسته می شود
.
.
.



3 Comments:

At Wed Mar 08, 01:48:00 AM, Anonymous به کسی مربوط نیست said...

کاش تو هم میدونستی که آغوش همه پدرها، لیاقت میخواد. تا حالا به این فکر کردی که شاید لیاقت آغوش گرم یه پدر رو نداری؟ تا حالا به این فکر کردی که لیاقت یعنی چنی؟ ل ی ا ق ت یعنی چیزی که خیلی ها، مثل تو، نه نه شاید امثال تو ندارن، شاید تو داشته باشی که بعید میدونم

 
At Sat Mar 25, 01:16:00 AM, Anonymous sanaz said...

vaghti delet tange ye aghooshe khodeto bendaz toosh!!! makhsoosan age aghooshe pedar bashe!!! chemidooni? shayad oon aghooshe ham toro bekhad??? ta emtehan nakoni ke nemifahmi!!

 
At Mon Dec 04, 12:29:00 PM, Anonymous psycho in da jail said...

shanehaye oo nabood na nabood va man mashoogheye pesarakane taze balegh mishodam

 

Post a Comment

<< Home