Hey You !
Out there in the cold,Getting lonely, getting old,Can you feel me?
8.3.06
7.3.06
6.3.06
3.3.06
This is the question . . . !
2.3.06
1.3.06
28.2.06
... تو کی هستی که سکوتت برا من تنها نیازه
27.2.06
عوضی
احمق
خر
خنگ
شوت
دیووووووونه
تعطیل
خنگ
خنگ
خنگ
احمق
از خنگی خودم لجم می گیره .... لجم می گیره .... اه
...خر بهتر است یا گاو! مسئله این است
عید ؟ ؟ ؟
25.2.06
24.2.06
21.2.06
20.2.06
ادای دخترک های عاصی و جسور رو درآوردن خیلی هم آسون نیست. کاش می دونستی که من یه دروغ بزرگم ... یه دروغ بزرگ. و این دروغ بزرگ در حال شکستنه ... ش ک س ت ن . شکستنی که استامینوفن های کدئین هم نمی تونه وصله ش بزنه ... آره! وصله ... وصله ... واو صاد لام هه
و من .... عشقبازی می کنم با مغزی که دلم راکشت .... و دلی که مرد .... دلی که مرده است
می دانی؟ همیشه تا رسیدن فاصله یک قدم بود ... مزاحمت نباشم. فعلا
19.2.06
17.2.06
16.2.06
Forward
15.2.06
14.2.06
news?
13.2.06
Dentist !
10.2.06
6.2.06
سرگرمی من
! ! شده بازی با اون دل غمگین و خسته ت
5.2.06
Franny and Zooey
4.2.06
3.2.06
2.2.06
لرزش دست من، چیز جالبی آفرید ... اما لرزش قلبم . . .. . .. گند زد!0این دختره از عکسای من تعریف می کنه! بزن قدش/0
1.2.06
31.1.06
حماقت ...
29.1.06
28.1.06
27.1.06
خاطره؟
26.1.06
می بینی ؟ ... حس می کنم ...می شنوی؟ ...لمس می کنم
دیر می رسی
دیر
من داشتم می رفتم
گفتی کم نیار و من لبخند زدم
لبخند
..............
برف میامد و من باز بد بود م... و من باز یاد ماشینی که روی برفها سر خورد و له شد، بودم.... و من باز یاد چرخهای ماشینی بودم که روی برفها زجه میزده بایست ... اما..0
تو دیر رسیدی ... دیر
و برف میادمد
و من بد بودم
گفته بودم که .... وقتی برف نیاید بهترم .....0
24.1.06
weblog ? ?
آدمای بیکار + آدمای تنها
من بیکار نیستم اما تنها ...؟0
شاید
23.1.06
22.1.06
من خوبم اما برف که می آید کمی بد می شوم
بعد تصمیم می گیرم فراموش کنم رد چرخ ماشینی روی برفها که زجه می زده بایست 00 0
بعد فراموش می کنم و خوب می شوم
و می روم سینما
. . .
/من خوبم اما برف نیاید بهترم
20.1.06
no one else can know . . .
19.1.06
18.1.06
last supper
مانی معترف
عشق یعنی این . . . نه این چرت و پرتهایی که منو تو هر روز از زبون اینو اون می شنویم. . .0
عشق یعنی جسارت
17.1.06
!!! یک قدمی مرگ
سر پیچ سبقت گرفتم. پشت کاخ. سر خوردم. چرخید ماشین. داشتم می رفتم تو دیوار. تو یک هزارم ثانیه مغزم فرمان داد که فرمونو بپیچون سمت چپ . . . من زنده ام ! ! ! 0
.
.
.
تقصیر هدیه س که صبح هی غر زد که خدا محل سگم به ما نمی ده! اون وقت من از خدا دفاع کردم! حالا ما یه چیزی گفتیم خداجون! تو که نباید سریع تصمیم بگیری منو ببری پیش خودت!0
16.1.06
من: نه ندیدم!0
اون: کوری دیگه خب! من به این گندگی جلوت نشستم!0
پ.ن: خوشم میاد همیشه از خودش بد می گه!!!!!!!!0
15.1.06
14.1.06
21.9.05
Don't Try to be Cheap...Plz!
18.9.05
17.9.05
14.9.05
just 2 ...
BUZZ...
مگه نمی گن تو اون قدر بزرگی که نمی شه با کار بد کردن ازت دور شد....؟ خدایا... مگه نمی گن؟
اما... یادته چقدر خوب بودم؟؟... اون موقع هم حرفمو گوش ندادی....
این چه حکمتیه؟ عوض شدنی نیست؟
آخه اگه تو بخوای که برات کاری نداره...
11.9.05
8.9.05
5.9.05
3.9.05
Be Careful !!
31.8.05
برای پدر
تا تن کاغذ من جا دارد
با تو از حادثه ها خواهم گفت
گریه... این گریه اگر بگذارد
تا تو از هیچ به آرامش دریا برسی
تا تو در همهمه همراه سکوتم باشی
به حریم خلوت عشق تو تنها برسی
می نویسم همه ی با تو نبودن ها را
تا تو از خواب مرا به با تو بودن ببری
تا تو تکیه گاه امن خستگی ها باشی
تا مرا باز به دیدار خود من ببری....
می نویسم... می نویسم از تو
گریه این گریه اگر بگذارد...
30.8.05
Bronze!
28.8.05
27.8.05
اینم یه مدلشه
25.8.05
dance with my father again
Back when I was a child, before life removed all the innocence
My father would lift me high and dance with my mother and me and then
Spin me around 'til I fell asleep
Then up the stairs he would carry me
And I knew for sure I was loved
If I could get another chance, another walk, another dance with him
I'd play a song that would never, ever end
How I'd love, love, love
To dance with my father again
Tanx a lot !!!
24.8.05
خوابم یا بیدارم...؟؟
خاطره همیشه می گه رویای دوراز دسترس خوش است. ولی این دفه این رویای من اصلا خوش نیست.... 0
خیلی سخته برای یه دختر مثل من که احساس کنه هیچ کس تو زندگیش ساپورتش نمی کنه. حتی پدرش... مردی که همه ی زندگیشه...
23.8.05
BAGHBAN :)
aayyii
نه پرشین بلاگ رو دوست دارم نه پرشین بلاگی ها رو
...I will get used to it
22.8.05
........
..........................................
..............................................
................................................
.............
................................. ...........
...
21.8.05
This pain is just too real
بابا کجایی....؟0
بابا چرا این جوری شد؟ 0
بابا ما که خوش بخت بودیم...0
بابا چشممون زدن نه؟0
چقدر بهت گفتم اسفند دود کن.....0
آهااااااای
من خسته ام می دونی؟ 0
من ناراحتم می دونی؟ 0
الکی گفتم خیلی هم سر خر می خوام.... 0
بی سر خر یا با سر خر...this is the question....!
20.8.05
ATClalala
19.8.05
18.8.05
دل من مي خواهد با ظلمت جفت شود...
این مریمی دلش گرفته
این مریمی تنهاس
این مریمی داره گریه می کنه
این مریمی دلش می خواد حرف بزنه
این مریمی دنبال یه گوش خوب می گرده
این مریمی .......... این مریمی آخرش می میره از غصه....
BUZZ........
من یه هم صحبت می خوام
هیچ کس نیست که به حرفای من گوش بده
مامان راه می ره می گه چرا حرف نمی زنی
می گه تو عادتته همه چیزو بریزی تو خودت
یکی نیست بهش بگه به کدوم....ای بگم؟
من حوصله ی گوش دادن به مشکلات شادی رو ندارم
من دیگه نمی تونم خاطره رو دلداری بدم
وای چرا اینا نمی فهمن من خودم مصیبتم. گریه کن ندارم فقط
من دلم یه هم صحبت می خواد
یکی که یه ذره بذاره براش حرف بزنم
قول می دم که کلی شادش کنم و بخندونمش
قول می دم یه کاری کنم مشکلاتش یادش بره
.
.
.
خدایا یک نفر رو خلق کن که بیاد اینجا یه کم من براش حرف بزنم
می شه؟
17.8.05
ياد من باشد تنها هستم
آخه تو تنها کسی بودی که وقتی غر نمی زدم، خواهش می کردی بزنم
تنها کسی بودی که به غرغرهام توجه کردی
برا همینه که دیگه غرغرو نیستم
خیلی خری که مُردی...
شوتی که شاخ و دم نداره
من: از این پسرایی که ابروهاشونو برمی دارن خیلی بدم میاد.
اون:منم همین جور. حال آدمو به هم می زنن
تو نمی فهمی اندوه مرا
سه تا شلوار که یکیشو توی جوردانو پسندیدم رفته
یه ماشین . حالا نمی دونم چی
16.8.05
These wounds won't seem to heal
خیلی بد شد. دیگه باهاش راحت نیستم
نباید بعضی چیزا رو می دونست...
تو مسئولي خداوندا....
برای من یکی که دیگه اصلا مهم نیست. هر کاری(غلطی)دلشون می خواد بکنن








